کارگروه تحریم

کارگروه تحریم

 

از ابتدای انقلاب اسلامی، ایران همواره با تحریم‌های یکجانبه امریکا مواجه بوده است و به مرور زمان بر شدت این تحریم‌ها افزوده شده است تا اینکه در سال‌های 90-92 تحریم‌های اعمالی به اوج خود رسید. باید توجه داشت که به دلیل دشمنی امریکا با اصل انقلاب اسلامی و دائمی بودن مبارزه انقلاب با استکبار، تحریم به عنوان یک ابزار فشار اقتصادی، همواره مورد استفاده امریکا برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. از منظر کلان سیاسی، با توجه به ارتقای مؤلفه‌های قدرت ایران به ویژه در حوزه نظامی و نفوذ منطقه‌ای، تضعیف مؤلفه‌های قدرت امریکا به ویژه عدم وجود اجماع جهانی علیه ایران در سطح بین الملل و درگیری سیاسی (برجام) و اقتصادی (جنگ تجاری) امریکا با دیگر کشورهای اثرگذار در معادلات جهانی، به نظر می‌رسد علی رغم فشار اقتصادی ناشی از اعمال تحریم بر کشور، در دوره جدید تحریم‌ها نسبت به دوره قبلی، ایران دارای فرصت¬های بیشتری برای کم¬اثر کردن تحریم¬ها است.
مهم‌ترین نگرانی در شرایط کنونی کشور، التهابات اقتصادی و فشار معیشتی بر مردم بوده که عمدتاً ناشی از سوءمدیریت داخلی است. بنابراین جمهوری اسلامی بایستی ضمن مدیریت فضای اقتصاد داخلی و ایجاد ثبات در آن، رویکرد حذف نقاط آسیب‌پذیری ناشی از تحریم‌ها و مقاوم‌سازی اقتصاد کشور را در پیش گیرد. توسعه روابط با کشورهای منطقه (ایجاد پیمان‌های اقتصادی منطقه‌ای) و تعامل بیشتر با کشورهای اثرگذار در صحنه بین الملل نظیر چین (در بعد اقتصادی) و روسیه (در بعد سیاسی)، موجب خواهد شد ایران موقعیت بهتری را برای خود در بلندمدت فراهم کند. همچنین با توجه به پیروی و هماهنگی کلی اروپا با امریکا در حوزه تحریم، نباید بر روی کمک اروپایی‌ها برای بهبود شرایط اقتصادی حساب باز کرد. بنابراین بهتر است تعامل کشور با اروپا کاملا محتاطانه و در حالت حداقلی ادامه یابد؛ یعنی ضمن باقی ماندن در برجام و حفظ روابط، قبل از اخذ تضامین لازم هیچ امتیازی در مذاکرات به اروپا داده نشود.

استراتژی‌های مقابله با تحریم

اگر چه تحریم‌های اعمالی تقریباً تمامی حوزه‌های اقتصادی کشور از جمله خودرو، صنعت هوایی، تحریم حوزه پتروشیمی و... را متأثر می‌کند؛ اما همانند دوره گذشته عمده فشار تحریم‌های اعمالی، ناشی از تحریم بانکی، تحریم خرید نفت و تحریم‌های حوزه کشتی‌رانی است. در واقع اساس تحریم¬ها همین سه حوزه درهم تنیده هستند که از جهات مختلف با یکدیگر گره خورده¬اند. با این توضیح، یکی از نقاط آسیب‌پذیری جدی کشور که همواره برای امریکا یکی از گزینه‌های تحریم و اعمال فشار بوده است، فروش نفت ایران است.
تجربه دو بار تحریم شدن خرید نفت ایران، غلط بودن نظریه رایج در بین مسئولین کشور، مبنی بر اینکه صادرات نفت تحریم‌ناپذیر است و می‌توان از طریق آن، قدرت سیاسی و امنیت کسب کرد را به اثبات رساند؛ چرا که امریکا به راحتی خرید نفت ایران را تحریم کرده و دیگر کشورها نیز با شدت و ضعف مختلف از این تصمیم امریکا پیروی کرده‌اند. بنابراین ضروری است کشور با درس گرفتن از تجربه دو بار تحریم شدن نفت در مقاطع مختلف، در راهبرد کلان تجارت انرژی (نفت و گاز) و ساختار اقتصادی (وابستگی به نفت خام) خود بازنگری اساسی ایجاد نماید. از این منظر راهبرد تجارت انرژی کشور به گونه‌ای طراحی شود که اولاً با در نظر گرفتن امکان وجود تحریم در آینده، بخش تجارت انرژی کشور را مبتنی بر شرایط تحریم مقاوم‌سازی کند؛ ثانیاً از آنجا که راهبرد تجارت انرژی دارای دو منطق اقتصادی یعنی حداکثر کردن ارزش افزوده ناشی از نفت و گاز و منطق سیاسی یعنی استفاده حداکثری از انرژی به عنوان ابزار قدرت و تعامل سیاسی است؛ این راهبرد باید بتواند این دو منطق حاکم بر تجارت انرژی کشور را حداکثر نماید. ساختار اقتصاد کشور نیز به موازات بایستی به نحوی بازطراحی شود که وابستگی آن به نفت خام حداقل گردد.